تبلیغات
ساوالان دانلود
سلام این وبلاگ به طور رسمی از تاریخ 1392/10/04 روز چهارشنبه دیماه سال 1392فعالیت خود را آغاز کرده است. رمز تمامی فایل ها www.savalandownload.com می باشد. باتشکر (سجادعلیزاده)

   
                                           


تاریخ : چهارشنبه 4 دی 1392 | 12:11 | نویسنده : سجاد علیزاده | نظرات
سلام اکانت من لول 22 هست و دوتا کارگر دارم تاون حال من در لول 5 است . هرکی میخواد بخره در قسمت نظرات اعلام کنه و منم عکس اکانتمو براش بفرستم و در مورد قیمت به توافق برسیم باتشکر.

تاریخ : جمعه 28 آذر 1393 | 10:18 | نویسنده : سجاد علیزاده | نظرات

 راه حل معما, ترن هوایی, شهربازی

یک روز پدری پسرانش را به شهربازی برد و به آن‎ها گفت بروید بازی کنید و ساعت 9 عصر جلوی درب ورودی باشید که به خانه برویم. پدر سر ساعتی که گفته بود جلوی درب شهربازی منتظر بود اما پسرها ساعت 9:45 آمدند.پدر با عصبانیت گفت: ماه دیگه شما رو به شهربازی نمیارم.

 

یکی از پسرها گفت: تقصیر ما نبود، ما سوار ترن هوایی شدیم، هنوز یک دور هم نزده بودیم که موتورش خراب شد. پدر کمی درنگ کرد و بعد نگاهی خشمگین به پسرها کرد و گفت: دیگه دروغ نگید.
به نظر شما پدر از کجا متوجه شد که پسرها دروغ گفتند؟


جوابو در قسمت نظرات اعلام کنید.



تاریخ : دوشنبه 3 شهریور 1393 | 13:10 | نویسنده : سجاد علیزاده | نظرات

معما و تست هوش, معمای تصویری, جهانگرد

گروهی از جهانگردان در حال بازدید از موزه ای بودند که مهمترین جاذبه گردشگری آن الماس بزرگ و قیمتی موجود در آن بود. پس از بازدید جهانگردان، مسئولان موزه متوجه شدند که الماس به سرقت رفته. پلیس بلافاصله تمام جهانگردان را برای تحقیق بیشتر در یک اتاق جمع کرد. بازرس در صحبت با مسئولان موزه متوجه شد که الماس قبلاً به ماده ‌ای نامرئی آغشته شده که در تماس با نمک رنگ آن سبز می‌شود.

 

بازرس دستور داد دمای اتاقی که جهانگردان در آن زندانی بودند را بالا ببرند. به نظر شما علت این درخواست بازرس چه بود؟


جوابو در قسمت نظرات اعلام کنید.


تاریخ : دوشنبه 3 شهریور 1393 | 12:58 | نویسنده : سجاد علیزاده | نظرات

ایستگاه پلیس, معمای تصویری

ایستگاه پلیس چند لحظه قبل یک تماس مشکوک دریافت کرد. شخصی گزارش داد: صدای دعوا شنیده  که در آن میان صدای شلیک گلوله ای نیز به گوش رسیده و بعد از آن دیگر صدایی نیامده!

 

کارآگاه سریع به محل اعزام شد. اما در آن حوالی هیچ چیز غیرعادی ندید؛ ناگهان توجهش به خانه ای جلب شد که درش باز بود. اسلحه خود را با احتیاط از غلاف درآورد و وارد خانه شد. ناگهان مردی را با لباس بهیاری اورژانس دید که روی شخص دیگری خم شده، کارآگاه آهسته جلو رفت و دید فرد روی زمین با گلوله زخمی شده است.


کارآگاه چند لحظه صبر کرد سپس به بهیار دستور داد که رو به دیوار تسلیم شود، بعد به او دستبند زد.

به چه دلیل کارآگاه به او مشکوک شد؟


جوابو در قسمت نظرات اعلام کنید.



تاریخ : دوشنبه 3 شهریور 1393 | 12:46 | نویسنده : سجاد علیزاده | نظرات

نایاب ترین گیاه, جواب معما, معمای سخت

جان یه شب که با دوستش در حال شام خوردن بود، تصمیم گرفت که مسئله ای را با دوستش در میان بگذارد. او گفت: من با یک متخصص گیاه شناسی صحبت کردم و او به من گفته فقط با 5 هزار دلار می توانم نایاب ترین گیاه یکساله معطر دنیا را داشته باشم. البته او به من گفته که این گیاه هر سال  گل میدهد و من میتوانم تخم این گل را بگیرم و خودم آنها را بفروشم.

 

چون این گیاه خیلی نایاب و گران است، پس با این اوضاع من میتوانم از این راه ثروتمندشوم. نظرت چیه؟ دوست جان مدتی فکر کرد و جواب منطقی به او داد. او گفت: پولاتو نگهدار. این گیاه شناس یه کلاهبرداره. چطور دوست جان به این نتیجه رسید؟



جوابو در قسمت نظرات اعلام کنید.



تاریخ : دوشنبه 3 شهریور 1393 | 12:42 | نویسنده : سجاد علیزاده | نظرات

معما و راه حل معما , تست هوش تصویری , کاراگاه

کاراگاه در حال عبور از خیابان بود که ناگهان صدای شلیک اسلحه ای را از رستوران نبش خیابان شنید. کارآگاه به سرعت وارد رستوران شد و دید صاحب رستوران تیر خورده است. او با نگاه به اطراف متوجه یک یادداشت خودکشی شد که روی اسلحه روی میز بود. به نظر می رسید که او با یک شلیک به سرش خودکشی کرده است. پلیس به این نتیجه رسید که او خودکشی کرده چون رستورانش در حال ورشکستگی و مصادره توسط بانک بوده است. و البته یادداشت به جا مانده دست خطی شبیه خط صاحب رستوران داشت. اما کاراگاه به نتیجه تحقیقات و انجام خودکشی مشکوک بود.
آیا شما دلایل  کاراگاه برای نفی خودکشی را می‌دانید؟



فقط جوابو در قسمت نظرات اعلام کنید.



تاریخ : دوشنبه 3 شهریور 1393 | 12:35 | نویسنده : سجاد علیزاده | نظرات
تاریخ : دوشنبه 3 شهریور 1393 | 12:31 | نویسنده : سجاد علیزاده | نظرات

اژدهای آتشین, معماهای جالب, معما با جواب

مردی دراتاقی حبس شده.  این اتاق 2 درب برای خروج دارد.  درب اول به اتاقی باز می شود که با شیشه های ذره بینی ساخته شده و با متمرکز کردن نور خورشید دما را به حدی بالا می برد که هر کس وارد اتاق شود از شدت گرما سرخ می شود. درب دوم به اتاقی باز می شود که یک اژدهای آتشین  در آن زندگی میکند.

به نظر شما این مرد چطور می تواند از اتاق خارج شود؟

↓↓↓

↓↓↓

↓↓↓

↓↓↓

↓↓↓

↓↓↓

↓↓↓

↓↓↓

↓↓↓

هر کی جوابو بلده در قسمت نظرات برای ما ارسال کنه.



تاریخ : دوشنبه 3 شهریور 1393 | 12:28 | نویسنده : سجاد علیزاده | نظرات

این جمله رو ۵ بار تکرار کن :

کانال کولر تالار تونل



تاریخ : دوشنبه 3 شهریور 1393 | 12:21 | نویسنده : سجاد علیزاده | نظرات
روزی میرزا سبزواری
از شاگردان بحرالعلوم به سفارش
حاج شیخ عبدالوهاب مشیر خراسانی
به همراه حاج آقامیرزا محمد تقی تربتی فیض آبادی
و حاج سید علی نقی نراقی معروف به ملک المتکلمین
خدمت استاد حاج میرزا آقا ابو الحسن حضور یافتن
ایشان تشریف نداشتن همگی برگشتن
..


تاریخ : دوشنبه 3 شهریور 1393 | 12:10 | نویسنده : سجاد علیزاده | نظرات
ﻣﻮﺭﺩ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ پسره رفته خواستگاری؛
بعد با اجازه ی عروس و داماد ،
خانواده هاشون رفتن تو اتاق با هم آشنا بشن ! :)))))

تاریخ : دوشنبه 3 شهریور 1393 | 12:09 | نویسنده : سجاد علیزاده | نظرات
به نظرم رتبه کنکورتون روبرای این که دروغ نگید  تو فامیل به ریال نگید به تومن بگید

19000

 

1900 :))))



تاریخ : دوشنبه 3 شهریور 1393 | 12:06 | نویسنده : سجاد علیزاده | نظرات
سرعت نت ایران اینقدر کمه که تا بخوای مخ یکی رو بزنی از یکی دیگه خوشت میاد ...
خلاصه ملت عوضی نیستنااا سرعت نت کمه !!!

تاریخ : دوشنبه 3 شهریور 1393 | 11:49 | نویسنده : سجاد علیزاده | نظرات


تاریخ : یکشنبه 31 فروردین 1393 | 13:23 | نویسنده : سجاد علیزاده | نظرات

زندگینامه حافظ

شمس الدین محمد ملقب به لسان الغیب غزلسرای بزرگ و نامی ایران در قرن 8 میزیست. تاریخ دقیق ولادت حافظ مشخص نیست شاید حدود سال 727 . گویند پدر حافظ بهاالدین بازرگانی اصفهانی بوده كه در كازرون با زنی از آن محل ازدواج كرده و خیلی زود در ایام كودكی شمس الدین محمد از دنیا رفت. پس از آن حافظ با مادرش زندگی سختی را در پیش گرفت و برای كسب نان به كارهای سخت و توانفرسا پرداخت و به سختی به تحصیل علوم پرداخت و در مجالس درس علما و بزرگان زمان خود حضور یافت.و چون در ایام جوانی حافظ قرآن بود حافظ تلخص كرد.

دوران جوانی حافظ مصادف بود با افول سلسله محلی اتابکان فارس و این ایالات مهم به تصرف خاندان اینجو در آمده بود. حافظ که در همان دوره به شهرت والایی دست یافته بود مورد توجه و امرای اینجو قرار گرفت و پس از راه یافتن به دربار آنان به مقامی بزرگ نزد شاه شیخ جمال الدین ابواسحاق حاکم فارس دست یافت.

دوره حکومت شاه ابواسحاق اینجو توأم با عدالت و انصاف بود و این امیر دانشمند و ادب دوست در دوره حکمرانی خود که از سال 742 تا 754 ه.ق بطول انجامید در عمرانی و آبادانی فارس و آسایش و امنیت مردم این ایالت بویژه شیراز کوشید.

حافظ از لطف امیرابواسحاق بهره مند بود و در اشعار خود با ستودن وی در القابی همچون (جمال چهره اسلام) و (سپهر علم وحیاء) حق شناسی خود را نسبت به این امیر نیکوکار بیان داشت.

پس از این دوره صلح و صفا امیر مبارزه الدین مؤسس سلسله آل مظفر در سال 754 ه.ق بر امیر اسحاق چیره گشت و پس از آنکه او را در میدان شهر شیراز به قتل رساند حکومتی مبتنی بر ظلم و ستم و سخت گیری را در سراسر ایالت فارس حکمفرما ساخت.امیر مبارز الدین شاهی تند خوی و متعصب و ستمگر بود.حافظ در غزلی به این موضوع چنین اشاره می کند:

راستی خاتم فیروزه بو اسحاقی ----- خوش درخشید ولی دولت مستعجل بود

دیدی آن قهقهه کبک خرامان حافظ ----- که زسر پنجه شاهین قضا غافل بود


لازم به ذکر است حافظ در معدود مدایحی که گفته است نه تنها متانت خود را از دست نداده است بلکه همچون سعدی ممدوحان خود را پند داده و کیفر دهر و ناپایداری این دنیا و لزوم رعایت انصاف و عدالت را به آنان گوشزد کرده است.

اقدامات امیر مبارزالدین با مخالفت و نارضایتی حافظ مواجه گشت و حافظ با تاختن بر اینگونه اعمال آن را ریاکارانه و ناشی از خشک اندیشی و تعصب مذهبی قشری امیر مبارز الدین دانست.سلطنت امیر مبارز الدین مدت زیادی به طول نیانجامید و در سال 759 ه.ق دو تن از پسران او شاه محمود و شاه شجاع که از خشونت بسیار امیر به تنگ آمده بودند توطئه ای فراهم آورده و پدر را از حکومت خلع کردند. این دو امیر نیز به نوبه خود احترام فراوانی به حافظ می گذاشتند و از آنجا که بهره ای نیز از ادبیات و علوم داشتند شاعر بلند آوازه دیار خویش یعنی حافظ را مورد حمایت خاص خود قرار دادند.

اواخر زندگی حافظ شاعر بلند آوازه ایران همزمان بود با حمله امیر تیمور و این پادشاه بیرحم و خونریز پس از جنایات و خونریزی های فراوانی که در اصفهان انجام داد و از هفتاد هزار سر بریده مردم آن دیار چند مناره ساخت روبه سوی شیراز نهاد.


ادامه مطلب
تاریخ : جمعه 23 اسفند 1392 | 01:56 | نویسنده : سجاد علیزاده | نظرات

تعداد کل صفحات : 3 ::      1   2   3  

  • قیمت خودرو
  • نوکیا اس ام اس
  • ریه
  • ابر جادو